المحقق النراقي

133

خزائن ( فارسى )

خشم مريخى نباشد خشم او * منقلب رو غالب مغلوب خو « وله » يكزنى با طفل آورد آن جهود * پيش آن بت و آتش اندر شعله بود طفل از آن بستد در آتش در فكند * زن بترسيد و دل از ايمان بكند خواست زن تا سجده آرد پيش بت * بانگ زد آن طفل كانّى لم أمت اندر آ مادر كه من اينجا خوشم * گرچه در صورت ميان آتشم اندر آ مادر ببين برهان حقّ * تا ببينى عشرت خاصان حقّ اندر آ اسرار ابراهيم بين * كو در آتش يافت ورد و ياسمين مرگ مىديدم گه زادن ز تو * سخت خوفم بود افتادن ز تو چون بزادم رستم از زندان تنگ * در جهانى خوش سرائى خوب رنگ من جهان را چون رحم ديدم كنون * چون دراين آتش بديدم اين سكون اندرين آتش بديدم عالمى * ذرّه ذرّه اندرو عيسى دمى اندر آ مادر بحقّ مادرى * بين كه اين آتش ندارد آذرى اندر آ مادر كه اقبال آمده‌است * اندر آ مادر مده دولت زدست من ز رحمت مىگشايم پاى تو * كز طرب خود نيستم پرواى تو اندر آ و ديگرانرا هم بخوان * كاندر آتش شاه بنهاده‌است خوان اندر آئيد اى مسلمانان همه * غير عذب دين عذابست آنهمه اندر آئيد اى همه پروانه وار * اندرين آتش كه دارد صد بهار طريق كشيدن آب از چاه به آسانى * فائدة : « 1 » بدانكه بسيار مىشود كه در حفر قنوات و چاهها و امثال اينها عمق بسيار مىشود و كشيدن دلو و امثال آن از قعر چاه طولى بهم مىرساند و به اين سبب كار صعوبتى بهم مىرساند .

--> ( 1 ) - اين فائده را شهرستانى در ملل و نحل آورده رجوع به ص 25 طبع طهران شود .